دستهایی٬
که به ظرافت
قلب ِ مرا از بیشترین عشق ِ جهان لبریز میکنند٬
آنچنان که واقعهای عظیم را
در سینهی خود احساس کنم.
دستهایی٬
که به خُردی
بعیدترین فاصلههای عالم را اندازه میزنند٬
تا حدیث ِ دوری افسانهای باشد
داستانی رو به زوال !
دستهایی٬
که به مهربانی
خطهای دل من را مرهم مینهند٬
بدان هنگام که بار دلتنگیهای روزگار را
بر دوش میکشم.
دستهایت٬
در دستهای من٬
سعادتی است٬
حادثهای که جهان را
از بهاری نابههنگام سرشار میکند ..
- برای شاهزاده خانوم ِ کوچولوی من .. برای دستهای کوچکش .. برای تنها زمستانی که میپرستم ..
- سال ِ نو ِ میلادی مبارک !!