تبليغاتX
Twenty Four Pieces For A Drama -
 

شبی عبوس !
پایانی بر فصل ِ غروب‌ها٬
تا طلوع خورشید خویش را
در پس مردمکانت
به انتظاری طولانی و سهمگین بنشینم ..

شبی گنگ !
طولانی‌ترین شب‌ها٬
که هجران را
در ثانیه‌هایش - بلند و کشدار -
 مکرّر می‌کند ..

و شبی صبور !
قاطعانه‌ترین ِ شب‌ها٬
تا در برهانی
قاطعانه‌تر از هر بهشت و جهنّم
سرنوشت مرا فریاد کند٬
که در پیوندی ابدی
به دستانت گره خورده است !

 

- به شاهزاده خانومم .. برای شب ِ یلدا .. که نیست ..

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 10 بعد از ظهر توسط دال |