.. How long does it last ?
Can love be measured by the hours in a day ?
I have no answers now but this much I can say,
I know I'll need her till the stars all burn away,
and she'll be there ..

از وقتی سوار ماشین شدم٬ تا دم ِ خونه٬ دنیا ملغمهی نامشخصی بود از سردرد و بوق و لرز و صدای یکی که داشت یه چیزایی در مورد مشترک ِ مورد نظر میگفت ..
کاوه خونه نیست .. عجیبه٬ خانومه همون چیزایی رو که پشت ِ موبایل در مورد ِ مشترک مورد نظر میگفت٬ اینجا هم داره توی گوشی تلفن میگه ..
باید برم دکتر .. صدای شوهر شبنم از روی نوار پخش میشه .. مکافاتم تازه شروع شده٬ از اقصینقاط ِ صورتم اشک جاری شده .. توی این هیرتی پیرتی نمیدونم چرا به نظرم میاد این مضحک ترین نوار ضبط شدهایه که تا حالا گوش دادم .. شما با شمارهی چهارصد و چهل و اِمممم یک ِ فلان تماس گرفتهاید ! متأسّفانه من و زنم مثل همهی مواقع ِ کوفتی ِ دیگهای که شما بهمون احتیاج دارید٬ خونه نیستیم ..
با منشی شبنم سلام و علیک گرمی میکنم٬ زنیکهی گاو بعد از پنج دقیقه میگه من شبنم نیستم٬ منشیشون هستم .. اینم از این .. ترجیح میدم یا برم توی شومینه یا لای پتوها .. اوّلیش عملی نیست٬ کاوه خونه نیست که خاکسترم رو جمع کنه بریزه تو قوطی بده به دختره که ببره توی اقیانوس آرام بسپره به باد شمال ..
حس میکنم بزرگترین آرزوم اینه که تنها جای ایران که مشترکین مورد نظرش در دسترس نیستن٬ تالار بزرگ ِ وزارتخونهی خیلی مهم ِ کشور باشه ..
کی خوابم برد ؟ نمیدونم .. احتمالاً بعد از آخرین جملهی خانومه در مورد ِ مشترک ِ مورد نظر .. موبایل رو کجا گم کردم ؟.. احتمالاً یه جایی بین بالشها ..
فرهاد بیدارم کرد .. نمیدونم ساعت چنده٬ فقط میدونم اصلاً نمیتونم بلند شم .. موبایل کجا افتاده ؟!.. زورکی بلندم کرد٬ از زور سردرد نمیتونم جایی رو ببینم .. بیمارستان کجاست ؟!..
دکتره نیم ساعت طول میده .. نمیدونم کجای کدوم بدبختی رو داره بخیّه میکنه .. عیب نداره٬ فرهاد اینجاست تا در مورد آلودگی ِ خیلی خیلی وحشتناک ِ بیمارستانها برام توضیح بده .. موبایله رو کدوم گوری گذاشتم ؟!..
همین جوری که دارم پشتمو تسکین میدم فرهاد در یک حرکت انقلابی مجبورم میکنه بریم فرودگاه .. چرا ؟! چون تو این ساعت احتمالاً تنها جاییه که میشه توش قهوه پیدا کرد !!.. ازم خواسته در مورد بازار براش توضیح بدم .. منم چیزایی رو که از حرفای اون یارو "توجّه نمیکنید" یادم مونده سر هم میکنم و به عنوان مکانیزم بازار تحویلش میدم .. از قیافش معلومه که فهمیده دارم چرند میگم !!..
باورتون میشه پسره چیکار کرد ؟!.. آیسپک سفارش داد !!؟ و در توجیح عملش داره میگه هوا اصلاً سرد نیست .. بقیهاش فقط خاطرهی چشمهای عمو محمّده که یه لحظه میاد و میره .. موبایلم رو چیکارش کردم ؟!..
دیگه یادم نیست .. موبایلم کجاست ؟.. پیداش کردم .. صحیح و سالمه .. خدا رو شکر .. یعنی خوابه الآن ؟!.. مهم نیست٬ حالش خوبه دیگه ..
این جناب ِ دی.جی.خالد هم صدایی دارن واسه خودشونا !!!..
چقدر سرم بهتر شده .. این علم پزشکی هم چه کارایی که نمیکنه لامذهب !!..
□
دوستان ِ عزیزی که از این زبان سر درمیارن٬ به بزرگی ِ خودشون ببخشن مارو .. ما که چیزی نمیفهمیم ..
Comme si je n'existais pas,
Elle est passe ct de moi,
Sans un regard, reine de Saba.
J'ai dit : "Acha, prends : tout est pour toi."
Voici des perles, des bijoux,
Aussi l'or autour de ton cou,
Les fruits bien mrs au got de miel,
Ma vie, Acha, si tu m'aimes.
J'irai o ton souffle nous mne
Dans les pays d'ivoire et d'bne.
J'effacerai tes larmes, tes peines.
Rien n'est trop beau pour une si belle.
- Khaled
با رؤیای ژرف چشمان توست
که روز آغاز میشود :
دستان ِ کوچکت
همهی لطافت ِ بهشت است
بر لبان ِ من٬
گیسوانت٬ بینیازی آسمانهاست
از همهی ستارگان و
گسترهی بیانتهایِ شب٬
گونههای تو
سرخی ِ بیواسطهی آفتابی است
که در بهار من طالع میشود٬
بهار در دنبالهی دامن توست٬
فسخ ِ جاودانگی ِ زمستان است بر زمین ِ من٬
از طنین ِ گامهای توست
که زمین تشنه سیراب میشود٬
بینیازی خاک است
از همهی ابرها و بارانها ..
.. و لبخند ظریفت٬
همهی امیدهاست٬
همهی فرداهاست.
و در رؤیای ژرف چشمان ِ تو٬
روز ِ مرا
غروبی مقرّر نیست.
- ...
□
این پست برای این شروع نشد .. ولی بهتر دیدم امروز رو - چهل و پنج سال بعد از راهپیمایی ِ مشهور ِ واشنگتن و بزرگترین سخنرانی ِ تاریخ٬ روی پلههای بنای ِ یادبود لینکلن - به عنوان یکی از مبداءهای تاریخ ِ بشر - به عنوان یادآوری هم که شده - ثبت کنم ..

".. I have a dream that one day this nation will rise up and live out the true meaning of its creed: "We hold these truths to be self-evident, that all men are created equal."
I have a dream that one day on the red hills of Georgia, the sons of former slaves and the sons of former slave owners will be able to sit down together at the table of brotherhood ..
I have a dream that my four little children will one day live in a nation where they will not be judged by the color of their skin but by the content of their character.
I have a dream today !.."
- Martin Luther King
- Lie in peace great great King .. That dream, came true this morning ..
دل من رای تو دارد، سر سودای تو دارد
رخ فرسودهی زردم غم صفرای تو دارد
سر من مست جمالت ، دل من دام خیالت
گهر دیده نثار کف دریای تو دارد
ز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردم
که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد
غلطم ، گرچه خیالت به خیالات نماند
همه خوبی و ملاحت ز عطاهای تو دارد
گل صدبرگ به پیش تو فرو ریخت ز خجلت
که گمان برد که او هم رخ رعنای تو دارد
هله چون دوست بدستی، همه جا، جای نشستی
خنک آن بی خبری کو خبر از جای تو دارد
اگرم در نگشایی ز ره بام درآیم
که زهی جان لطیفی، که تماشای تو دارد
خمش ای عاشق مجنون، بمگو شعر و بخور خون
که جهان ذره به ذره غم غوغای تو دارد ..
- مولانا
- چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون ..
چه دانمهای بسیار است لیکن من نمیدانم ..
کلمه هرگز٬
حرف هرگز٬
جمله هرگز ..
کلام ِ واپسین٬
جدال ِ خاموش
قلب ِ کوچک من است٬
با عظمت بیانتهای ِ
یک لحظه
یک لبخند
یک همیشه ..
□
فکر کنم شاملو تبدیل شده به یه قسمت جدایی ناپذیر ِ غرایز ِ مازوخیستی ِ من .. وگرنه چه دلیلی میتونه داشته باشه که یکی با خوندن این شعر افسرده بشه :
.. مسافر ِ چشم به راهیهای من
بیگاهان از راه بخواهد رسید.
ای همهی امیدها
مرا به برآوردن ِ این بام
نیرویی دهید !
□
بهترین آدمها توی زندگی ِ من اوناییاند که منو یاد ِ کسی نمیاندازن .. یکی هست که شدیدا ً منو یاد هیچ کسی نمیاندازه .. و من به همین زودی معتاد ِ دیدن ِ خندههاش شدهام ..
.. سرخوش و شادمانه فریاد برداشتم:
«-ای شعرهای من٬ سروده و ناسروده !
سلطنت شما را تردیدی نیست
اگر او به تنهایی
خوانندهی شما باد!
چرا که او بینیازی ِ من است از بازارگان و از همهی خلق
نیز از آن کسان که شعر ِ مرا میخوانند
تنها بدین انگیزه که مرا به کُندفهمی ِ خویش سرزنشی کنند !-
چنین است و من این همه را٬ هم در نخستین نظر بازدانستهام.»
- ا.بامداد