تبليغاتX
Twenty Four Pieces For A Drama

 

   حرفهات درست مثل حرف‌های پدرم می‌مونه !.. همیشه - حرف زدنش رو دوست داشته‌ام. همیشه - منتظرم که نصفه شب صدام کنه و بشینم پای حرف‌های طولانیش٬ صحبت‌های که - همیشه - مطمئنم درست‌ترین حرف‌های عالمن ! با وجود این یه چیز غریبی - همیشه - انگولکم می‌کنه که باهاشون مخالفت کنم .. مخالفتی که - هیچ وقت - بیشتر از یه روز طول نمی‌کشه : هیچ وقت - بیشتر از بیست و چهار ساعت طول نمی‌کشه تا بهم ثابت بشه حرفاش خیلی بیشتر از اونی که فکر می‌کردم واقعیت دارن !.. شاید تفاوت من با تو اینه که تو٬ روی واقعی عالم رو می‌بینی .. ولی من اون رویی رو که باید باشه !!

- پدرم همیشه می‌گه روزنامه‌ها رو باید هفته‌ای یه بار خرید و فقط یه جملشون رو خوند !
- به یاد دوست قدیمیم - که اون هم مثل تو واقعی‌ترین آدم روی زمین بود - و مدت‌هاست که خبری ازش ندارم - ازوقتی که آرش رفت - اسمت رو می‌گذارم : زی !

 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 10 بعد از ظهر توسط دال |

 

   همه‌ی چیزی که باقی می‌مونه اون ترس همیشگیه .. فقط امروزمی‌دونم که در تمام این مدت نه گذشته بوده .. و نه الآن که نیستی .. آینده‌ی لعنتیمون .. همه‌ی چیزی که هنوز  ناشناخته مونده .. اون چیزی که من رو می‌کنه از اینجا و از همه‌ی خاطره‌ی نازنینت که زنده‌ام نگه داشته .. اینکه یه روز مجابم کنه همه‌ی سیاهی چشمهات رو بفروشم به این سیاهی دور و برم .. و نه اینکه چرا رفتی .. نه همه‌ی اتفاقات گذشته .. همه‌ی اون چیزی که هنوز پیش نیومده .. همه‌ی آرزوهایی که هیچ وقت واقعیت پیدا نمی‌کنه .. همه‌ی رویایی که قراره شاید که تا ابد همه رویا بمونه .. این ترس که اون روزی رو انتظار می کشم - که شاید - مثل امروزی باشه که تو منتظرم نیستی !.. ترس از امروز که ممکنه کشیده بشه تا ابد .. تا دیگه هیچ وقت نباشم .. فقط می‌خواستم بدونی که چقدر آرزو می‌کنم که اینجا بودی !!

- برای کیارش٬ دو تا آرش‌ها٬ سحر که اونم داره می‌ره .. و شین .

So, so you think you can tell Heaven from Hell,
blue skies from pain.
Can you tell a green field from a cold steel rail ?
A smile from a veil ?
Do you think you can tell ?
And did they get you to trade your heroes for ghosts ?
Hot ashes for trees ?
Hot air for a cool breeze ?
Cold comfort for change ?
And did you exchange a walk on part in the war for a lead role in a cage ?
How I wish, how I wish you were here.
We're just two lost souls swimming in a fish bowl, year after year,
Running over the same old ground.
What have we found ? The same old fears.
Wish you were here.

- Pink Floyd

+ نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 1 قبل از ظهر توسط دال |